تبلیغات
[ با چتر بسته وارد شوید]
 برای تو که عاشقی ... >>هنوز هم یک انسانم ,
گاهی فکر میکنند نباید عاشق  شد، میگویند: عشق  قفسی بیشتر نیست و اسارت نهایت عاشق بودن! اما دنیای بی عشق هم قابل تحمل نیست چرا که هرگاه عشق از خانه ای برون شد نفرت مهمان ناخوانده خواهد بود....
عشق را نمیتوان تعریف و تفسیر کرد اما میتوان عاشقانه رشد کرد..میتوان در پناه عشق قد کشید و به اندازه ی یک عاشق بزرگ شد...
 پس باید عاشق بود و گذشت از پیله ی خود،باید پرواز کرد از دریچه ی عشق به تمام افق هایی که تا بحال فکرش را نمیکردی و حالا تو یک پروانه ی آزاد هستی که بر شاخه های احساس هوای مبهم عشق را نفس خواهی کرد،این را برای تو نوشتم،برای تو که عاشقی...

نوشته شده توسط علی حسینی طلب در جمعه 29 بهمن 1389 و ساعت 12:54 ب.ظ
ویرایش شده در - ساعت -
 نوشته های پیشین
+ به بهانه ی بیست و چهارمین سالروز آغازم
+ روز مرد مبارک
+ سکوت
+ م مثل مادر
+ ناصر حجازی , همیشه زنده است
+ یک رباعی از خیام
+ روز فردوسی
+ خاکستری
+ تشابه عجیب تاریخی
+ persian gulf
+ زیبا هوای حوصله ابری است
+ شعری از سعدی
+ ???fair play
+ شکر ایزد فناوری داریم
+ یادداشتی از نلسون ماندلا

صفحات :